قلبم گرفت ای نازنینم نفسم دیگه نفس نیست آه این زمین و سرزمین واسم بجز قفس نیست تا کی بگم آه ای خدا مگه دلم درد آشنا نیست هر چی کشیده بس نیست رنجی کشیده بس نیست تو ای عزیزترین کسم پشت و پناه من باش یک تکیه گاه مهربون رفقیق راه من باش اگر نمک بر زخم من باشی زخمم سر باز کند و دردم مرا از پای دراید
نذاري فاصله ها ، تو هجوم سايه ها ، ميون غريبه ها ، نذاري تو جاده ها تو رو از من بگيرن ، تو خودت خوب مي دوني ، توي راه زندگيم ، دلخوشم به بودنت
بوسه ام را می گذارم پشت در
قهرکردی , قهرکردم , سر به سر
تو بیا , در را تماما باز کن
هر چه میخواهی برایم ناز کن
من غرورم را شکستم , داشتی ؟
آمدم , حالا تو با من آشتی ؟
به چشم من نگاه کن. ببین چگونه اشک غم، روان شده از دیده ام. برای من ز عشق بگو...
تو ای کسیکه دوستت دارم
تو ای کسیکه قلب من بخاطر تو می تپد
برای من بمان
برای من سرود آشتی بخوان
آشنای شهر بارون بیا من شدم پشیمون / فکر این شکسته دل باش پشت ابرا نشو پنهون
همیشه رفتن بهترین نیست
گاهی میان رفتن وماندن هیچ فرقی نیست
چه قهر باشیم چه آشتی
اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند
از تو به یک حرف ناروا نکشم دست
وز سر راه تو دلربا نکشم پا
عاشق زیباییم اسیر محبت
هر دو به چشمان دلفریب تو پیدا
من رو ببخش نه به خاطر اینکه من لایق بخشش هستم بلکه تو لایق ارامش هستی من ارامش تو رو حتی به ارامش خودم نیز ترجیح میدم
بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم
مهم نیست کی مقصر است
باور کن مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است
در پایان زندگی خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم
تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم
پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهر
بخدا دلم تنگ شد از بس گفتيم شايد اين جمعه بيايد،آقا جان جمعه هاى عمرمان به سر آمد پس كى ميايى تا بر اين دل زار ما مرهمى گذارى،آخر كدام جمعه ميايى...
مسافران جمعه آماده باشید قصد کم کردن گناه ونشستن تو قلب مولا را داریم
از هواپیمای دل به برج مراقبت شیعیان
باندشماره دوازده آمادس ؟
چراغهای سبز باندظهورتون روشن شده
جا هست فرودبیام یابازم دورتون بگردم ؟
باید به بعضی ها گفت: ناراحت چی هستی؟
دنیا که به آخر نرسیده…!!!
من نشد ؛ یکی دیگه! تو که عادت داری
از اسب که بیفتی
اسیر سرزنش خاک می شوی
در این سرزمین ،
سقوط آزاد هم ممکن نیست …
بـه فـــقـر احــسـاس ِ”انـــسـانیّـــت”دچــــار شــدیـــم !
نــسلی که دردش را ،
کیـبـوردها ..
پیامک ها ..
و ..
تـلفن هـــای پـی در پـی مـی فهمـــنـد …
دلـــم گـــرمٍ خـــداونــدی اســت که با دستــانٍ مـــن گنــدم بــرایٍ یــاکـــریمٍ خــانه میــــریــــزد...
چه بخشنـــده خدایٍ عـــاشقـــی دارم!
که مـــی خـــواهد مـــرا با اینکـــه مـــی داند گنــه کارم...
بـــرایت مـــن خــدا را آرزو دارم:)
ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﺩﻥ ﺧﺪﺍ ﻧﯿﻨﺪﺍﺯﯾﻢ!
ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﯿﺪ؟ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻫﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻫﺶ
ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻓﻘﻂ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﻖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺍﺩﻩ
ﺍﺳﺖ!
ﺷﮑﺎﯾﺖ ﮔﺎﻫﯽ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﻭ ﺯﯾﺎﺩﺵ ﺯﺷﺖ!
ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺑﺠﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺴﻮﺯﺩ
ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﻮﺯﺩ
برای حرفهای راستی که میزنیم
وقتی که برای ثابت کردن درستی مطلب خدارا قسم میخوریم باور نمیکنند..
وقتی جان بی ارزش خود را به زبان می آوریم باور میکنند!!!.
ما چه کرده ایم با خود و ارزش هایمان!!!.
خدایا تو ببخش
هوای فاصله سرد است ، من از کلاف دلم برایت خیال گرم می بافم
روزی که به دنیا آمدی هرگز نمیدانستی
زمانی خواهد رسید که آرامش بخش روح و روان کسی هستی
که با بودن تو دنیا برایش زیباتر است،
بهانه ی زندگیم تولدت مبارک
تنها بهانه نفس کشیدنم!
سالروز تولد آسمانیت تمام رزهای سرخ عشق میخک های صورتی وفا و
یاس های سفید مهربانی را تقدیم وجود پر مهرت میکنم
تولدت مبارک
پشت هر کوه بلند،
سبزه زاریست پر از یاد خداوند
در آن باغ کسی میخواند،
که خدا هست ، دگر غصه چرا؟
آروز دارم : خورشید رهایت نکند
غم صدایت نکند
ظلمت شام سیاهت نکند
و تو را از دل آنکس که دلت در تن اوست
حضرت دوست جدایت نکند.
تولدت مبارک
چقدر سخته همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي بعد اون بگه نمي خوامت...
خوابــــــــــــــــید . . .
بدون شب بخیر
شاید می دانست بی او
هیچ ساعتی
از زندگی ام
به خیر نیست. . .
وقتی یه آدم میگه هیچ کس منو دوست نداره
منظورش از هیچکس یک نفر بیشتر نیست. . .
همون یه نفری که واسه اون همه کسه . . .
جنس بغض من آنقدر ها هم خوب نیست
تا اسمت را میشنود طفلک می شکند !
تنهایی قشنگ ترین حس دنیاست
چون برای داشتنش نیاز به هیچ کسی نداری...
مدتهاست نه به آمدن کسی دلخوشم نه از رفتن کسی دلگیر...
بی کسی هم عالمی دارد...
آن روز ها گنجشک را رنگ میکردند جای قناری میفروختند
این روز ها هوس را رنگ میکنند جای عشق میفروشند
آن روزها مال باخته میشدی
و این روز ها دلباخته...
هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن
به هر حال دارم فراموش میکنم فراموش شدنم را...
تنهایی را دوست دارم …
بی دعوت می آید ، بی منت می ماند ، بی خبر نمیرود …
ﺑﺎﻳﺪ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻛﻨﻲ ﺗﺎ ﺩﻳﻮﻭﻧﻪ ﺍﺕ ﺑﺎﺷﻦ ؛
ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﻲ ﺗﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺗﻮ ﻓﻜﺮﺕ ﺑﺎﺷﻦ ؛
ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻲ ﺭﻧﮓ ﻋﻮﺽ ﻛﻨﻲ ﺗﺎ دوسِت ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ؛
ﺍﮔﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﻱ ، ﺍﮔﻪ ﺑﺎﻭﻓﺎﻳﻲ ، ﺍﮔﻪ یک ﺭﻧﮕﻲ ؛
بدون که ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ …
.: Weblog Themes By Pichak :.